آیا مرکز تحقیقات چای ایران نقش ” زائده آپداندیسیت ” را برای چایکاران بازی می کند؟

همانگونه که همه می دانند هنوزعلم پزشکی نتوانسته است نقش آپاندیس را در بدن آدمی کشف نماید و هر آنچه تاکنون در کتب و مقالات علمی در خصوص این عضو نوشته اند و خوانده ایم به طور صد درصدی مورد توافق همه ی مجامع علمی و طبی نیست بنابراین براساس توافقات جهانی آنرا ” زائده ” می نامند و گویی، بود و نبود آن در میان امعاء و احشاء بدن تفاوتی ندارد.
حال به مرکز پژوهش های چای کشور می پردازیم. جایی که مشاهدات حکایت از آن دارد این مرکز مانند همان زائده برای چایکاران و حتی چای نوشان عمل می کند و متاسفانه کارکرد این مجموعه پژوهشی برای جمعیت هدف یعنی کشاورزان چایکار و دیگر مردم ملموس نیست.
قدر مسلم آن است در کنار کهنه مشکلات بی پایان صنعت چای مانند مشکلات تولید، تغییرات کاربری در زمین های زیر کشت و مافیای واردات، موارد دیگری نیز وجود دارند که در راستای تولید بهتر باید در خدمت تولید کننده و در حقیقت در خدمت اقتصاد کشورمان باشند.اقتصادی مبتنی بر خام فروشی نفت که هیچگاه به امر پژوهش در بالابردن راندمان تولید و کاهش هزینه ها بها نداد تا در نهایت به ثروت سازی بومی محلی بیانجامد و مابقی ماجرا که پرداختن به آن در وقت این مقال کوتاه نمی گنجد.
از جمله مواردی که جامعه هدف یعنی کشاورزان انتظار دارند مرکز پژوهش های چای کشور به آن بپردازد، مبحث مهم شناسایی همچنین پیشگیری از آفات و مبارزه با بیماری هاست. انجام فعالیت های پژوهشی گسترده در جهت رصد عوامل بیماریزا که نکته بسیار مهمی است و امروزه در همه جهان ابعاد بسیار متنوع وپیشرفته علمی به خود گرفته است که قادر است با کاهش خسارات وتعدیل هزینه ها به صرفه اقتصادی عملیات کشاورزی کمک کند و نهایتا به افزایش درآمدهای این بخش بیانجامد.
مبحث دیگر آموزش مداوم کشاورزان و حتی کارشناسان در مراحل مختلف انجام کار است. جایی که این سازمان موظف است براساس وظایف ذاتی خود و با بهره گیری از امکانات رسانه ملی و استانی همچنین برگزاری کلاسها در سطح روستاها و حتی در اختیار گرفتن ستون های خاص در جراید و فضای مجازی به ارائه آموزشهایی بپردازد که بار تلفات همه جانبه محصول را کاهش، دانش بهزراعی را افزایش و حتی با ارائه اطلاعات اقتصادی در بخش های جداگانه به سالم سازی بازار محصول نیز کمک نماید و اگر برخی از این موارد هم در حدود وظایف آن نهاد پژوهشی نیست، همت نمایند، از پشت میزها بلند شوند و با تکان دادن خود ضمن اصلاح قوانین در خدمت کشاورزان و اقتصاد کشورباشند.
پیگیری امور قرنطینه واردات بذر و نهال خارجی نامرغوب و مرغوب نیز از جمله مواردی است که چنانچه نهاد پژوهشی سازمان چای کشور در آن درست عمل می نمود بی شک اوضاع بهزراعی به این شکل نبود و کشاورزان در صورت رویت رمق کارشناسان مربوطه و ملموس بودن امور پژوهشی برای اصلاح و تغییرات نژاد بذر، نهال و بوته مزارع خود دلگرم می شدند وبه نژادهای قدیمی کنونی بسنده نمی نمودند.
بی شک در بخش ترویج و آموزش دانشجویان اختصاصی صنعت چای نیز دچار چالش های جدی هستیم و تربیت کارشناسان این بخش دارای اشکالاتی است که شکل گیری زیر ساخت های آن به مرکز تحقیقات چای کشور می رسد و هزار درد بی درمان دیگر که نه صنعت چای بلکه اکثر صنایع و بخش های کشور به دلیل سوء مدیریت های موجود از آن رنج می برند. مواردی از این دست که چنانچه عملیاتی می گردید می توانست به شکل غیر مستقیم باعث افزایش توان مالی کشاورزان گردد و بالا رفتن میزان تولید در واحد سطح همچنین کاهش خسارات راههایی بود که می توانست راه رفتن در ( چایی رج های غمناک کنونی ) را به آینده ای امیدوارتر پیوند زند.
حال ممکن است ادعا آن باشد که مرکز تحقیقات چای کشور واقع در شهر چای ایران، لاهیجان این موارد را انجام داده است که البته قشر کشاورزان منکر چنین ادعایی هستند و اگر مواردی اندک از تحقیقات فوق هم روی داده باشد تنها بر روی کاغذ بوده و در کمدهای بایگانی همان اداره ثبت شده است. جایی که از اخبار به گوش می رسد، قسمت هایی از اداره مذکور بیشتر وقت خود را صرف امور شخصی مانند قرار گرفتن در اختیار شرکت های خاص و نهایتا فانتزی بازی های مخصوص به خود است و وظیفه تحقیقاتی و پژوهشی اش را به کلی از یاد برده و این دایره و تنبک صد درصد دولتی نقش همان زایده ای را برای کشاورزان چایکار بازی می کند که زندگیشان به بوته های سبز گره خورده است. کشاورزان شرمنده ی سفره عائله که ناچارند در اوضاع به صرفه نبودن این کار، زمین هایشان را به صاحبان فیش های نجومی بفروشند و سپس سرایه دار آنان در زمین های آباء و اجدادی خود شوند و پس از این ملودی درام اجتماعی، قسمتی از گناه اشکهای ریخته شده ی کشاورز دیروز و سرایه دار امروز با همین مراکز تحقیقاتی است که موظف بودند شرایطی را فراهم آورند

که دستان زبرو زمخت کشاورز برای بهتر شدن اوضاع در دستان لطیف آن مدیری پیوند خورد که تنها تلاشش بلند کردن خودکار مدیریتی بوده است. مدیریت هایی که هیچ گلی هم بر سر این مملکت نزده است.،اقاي رئيس ميز ها ماندگار نيستند بلكه از ما اثر ها به يادگار خواهند ماند.

ابوذر رضائيان،مدير بازرگاني مجتمع كشت و صنعت چاي نوبر

مدیر وبسایت

عنوان پیام

عنوان پیام

ورود به سیستم